دیدمــــــــــــــــت ...
پسرم ،امروز 18 اردیبهشت ماه 90، ساعت 4:30 ، مامانی شما رو دید. بله ...

داشتم سودوکو حل می کردم و به پهلوی چپم دراز کشیده بودم، تکونهای نازتو حس می کردم که مثل همیشه لذت بخش بودن، یه دفعه دیدم زیر لباسم یه چیزی داره تکون می خوره، فکر کردم خطای دیدمه، کمی که دقت کردم دیدم این مامانیه منه که داره خودشو به مامانش نشون می ده. عزیزم باورت نمی شه چه لحظه ی زیبا و با شکوهی و تجربه کردم. امیدوارم همه کسانیکه در آرزوی این لحظه هستن ، تجربش کنن. آمـــــــــین...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دیدمــــــــــــــــت ...
